لوئیز ردن ، زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.
جان لانگ هاوس ، صاحب مغازه با بی اعتنایی، محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند. زن نیازمند در حالی که اصرار می کرد گفت: "آقا، شما را به خدا، به محض این که بتوانم پول تان را می آورم."
جان گفت نسیه نمی دهد. مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت: "ببین خانم چه می خواهد ، خرید این خانم با من."
خواروبارفروش با اکراه گفت: "لازم نیست، خودم می دهم. لیست خریدت کو؟
لوئیز گفت:" اینجاست."
بزرگی در احترام داشتن نیست بلکه در شایستگی احترام است. «ارسطو»
روزی روزگاری روباهی در جنگل با خرگوشی ملاقت کرد.
خرگوش گفت تو کیستی؟))
و روباه پاسخ دادمن یک روباه هستم و اگر بخواهم می توانم تو را بخورم.))
خرگوش پرسیدتو چطور می توانی ثابت کنی که روباه هستی ؟))
روباه نمی دانست که چه بگوید ،زیرا در گذشته خرگوش ها همیشه از او فرار می کردند واز این سئوال ها نمی پرسیدندوآنگاه خرگوش گفت اگر بتوانی نوشته ای به من نشان بدهی که تو روباه هستی من باور خواهم کرد.))
پس روباه نزد شیر دوید واز او یک گواهی گرفت که او یک روباه هست .وقتی به مکانی رسید که خرگوش در آنجا منتظر بود ،شروع کرد به بلند خواندن آن سند .این کار چنان او را خوشحال کرد که با لذتی فراوان روی هر جمله و پارا گراف تِأمل میکرد.
در همین احوال خرگوش که خلاصه مطالب را از همان چند خط اول گرفته بود در جنگل گم شد و دیگر دیده نشد .روباه نزد شیر بازگشت و دید که گوزنی با شیرصحبت میکند.
گوزن میگفتمن می خواهم یک گواهی کتبی داشته باشم تا ثابت کند که شما شیر هستید.))
شیر گفتوقتی من گرسنه نباشم نیازی ندارم به خودم زحمت بدهم .وقتی گرسنه باشم تو نیاز به هیچ سند کتبی نداری.))
روباه به شیر گفتوقتی من یک گواهی برای خرگوش می خواستم چرا به من نگفتی که چنین بگویم؟))شیر گفت
دوست عزیزم تو باید می گفتی که این گواهی را برای خرگوش می خواستی .من فکر کردم که تو این گواهی را برای انسان های احمقی می خواهی که برخی از این حیوانات دیوانه ای این بازی را از آنها یاد گرفته اند.))
نتیجه :شما کاملید چون در اینجا حضور دارید.شما کسی هستید چون آفریده شده اید.شما عظیمید زیرا عظیمید.نه پول نه مقام و نه تحصیلات ونه دیگر دستاور دهای زندگی ارزش شما را تعیین خواهند کرد.
به دنبال آنچه می خواهید باشید اما از آنها به عنوان ابزاری برای اثبات ارزش خود استفاده نکنید.در لحظه ای با شکوه خداوند تصمیم به خلق شما گرفته است.خلق موجودی با زندگی جاویدان.ارزش شما قبل از تولد از سوی بزرگترین قدرت ها تأیید شده است.صرف حضورتان در اینجا مهر تأییدی است بر منزلت غیر قابل انکارتان .لذا دیگر نه هیچ کس می تواند ارزشتان را تعیین کند و نه آن را مخدوش و یا سلب نماید.چه دنیا به شما احترام بگذارد و ه نگذارد،چه دیگران قدر شما را بدانند و چه ندانند شما همیشه بعنوان موجودی با ارزش بوده اید ،هستید و خواهد بود. این یک وعده نیست بلکه بزرگترین حقیقت هاست.